تبلیغات
مکانیک - جوان

مکانیک

تلاش کنیم برای علاقه ها

شنبه 9 خرداد 1388

جوان

نویسنده: حسن فراحی   

اشاره :موضوع جوانان، گستره بسیاروسیعی ازمقولات وسرفصل های متنوعی را دربرمی گیرد که سخن درمورد هرکدام ازآنها بسیار است. هنگامی که ازمشکلات جوانان صحبت می شود، بی اختیاربه مسائلی همچون اشتغال، ازدواج، مسکن، تحصیل، اوقات فراغت و... پرداخته می شود. البته این مسائل جزومهمترین دغدغه های این قشربوده ومی باشد که نیازمند برنامه ریزی دقیق و به کارگیری کلیه ظرفیتها وتوانمندی های دولتی وغیردولتی است تا عرصه های مختلف زندگی ورشد جوانان با روال منطقی و مطلوب طی مسیرنماید. ولی هدف ما دراین نوشته پرداختن به موضوعی بنیادی واساسی تربه نام «هویت جوانان» می باشد .

 

    مقدمه :

    ازویژگی های عصرجدید، جریان سریع ودرعین حال پیچیده تحولات می باشد. این سرعت وپیچیدگی دربعضی موارد موجب محدود شدن قدرت تحلیل وبازشناسی رویدادها می گردد. یکی ازمشکلات جدید ونیمه پنهان بشردردوران پیشرفت تکنولوژی وبه تبع آن ارتباطات، بحران هویت است . به عقیده محققان علوم اجتماعی، انسان نوین درمیان شهرهای بزرگ وانبوه ارتباطات ، بخشی ازحقیقت وجودی خویش را ازدست داده است واحساس تعلق به جایی نداشته ودرخود نمی بیند ؛ به عبارتی دچار«ازخود بیگانگی» یا «بی هویتی» شده است. توجه به این نکته که آغازاین بحران ازدوره نوجوانی وجوانی بوده واهمیت ندادن به آن، باعث تا ثریا کج رفتن شخصیت فرد می گردد، ضرورت بررسی مسئله هویت در نوجوانان وجوانان را بیش ازپیش روشن می سازد. امید که توانسته باشیم با ارائه این مطلب گامی درجهت شناخت صحیح ازابعاد موضوع هویت برداشته وبه این طریق راهکاری برای رسیدگی به آن ارائه دهیم .

    مسئله بحران هویت :

    یکی ازمسائل عمده ای که درسال های پس ازانقلاب شکوهمند اسلامی بویژه درسال های اخیرتوسط مسئولان وسیاست گذاران فرهنگی مطرح بوده، مسئله بحران هویت می باشد. این بحران، چالش ها وآسیب های جدی را درشکلگیری هویت اصیل اسلامی وایرانی جوانان به وجود آورده است. تقابل زندگی مدرن با سنتها، آن چنان روند شتاب آلودی به خود گرفته است که فرصت جایگزینی فرهنگی وشکل گرفتن ساختارها ونهادهای منطبق برمقتضیات زمانی وفرهنگ بومی را سلب کرده است. به گونه ای که افراد جامعه وبخصوص نوجوانان وجوانان، شرایط دشواری را ازلحاظ اجتماعی شدن و فرهنگ پذیری تحمل می نمایند وبا نوعی نابهنجاری )Abnormality( ویا حتی بی هنجاری)Anomie( دست به گریبان هستند که نتیجه آن بروز بحران هویت است . گرایش به مدهای غربی، مصرف مواد مخدر، منفعل بودن، کم توجهی وکم علاقگی به مسائل دینی، ازخود بیگانگی نسبت به خود وپیرامون وهزاران مورد دیگر، ازمظاهرازخود بیگانگی ووجود بحران هویت دربین جوانان است. تمام این مسائل، مصداقی ازبحران هویت درمیان افراد جامعه وبه ویژه جوانان می باشد که می توان یکی ازدلایل به وجود آمدن چنین شرایطی را افزایش وبسط ارتباطات فراملی توسط وسایل ارتباط جمعی وبه وجود آمدن نوعی تضاد وتعارض درفرآیند فرهنگ پذیری وایجاد تعارض نقشها درافراد دانست. به نظراریکسون محقق اسکاندیناویایی، حل بحران هویت دربرابرسردرگمی نقش، عمده ترین تکلیف یک نوجوان است؛ زیرا زمانی که سایه یاس وناامیدی ازآینده ای مبهم برزندگی جوان گسترانیده شده باشد، بروز هررفتاری ازطرف وی قابل پیش بینی خواهد بود. نتیجه نهایی آن نیزغوطه ورشدن جوان دربحرانی است که ازآن به بحران هویت یاد می کنیم. شاید درگذشته با توجه با ساختارجوامع سنتی، هویت افراد به قبیله یا روستایی که درآن به دنیا آمده بودند، وابستگی بسیار داشت ، ولی با پیدایش آثار صنعتی شدن و نیز پیشرفت در عرصه ارتباطات ، نیازها و انتظارت جدیدی شکل گرفت که فرآیند شکل گیری هویت در جوانان را دگرگون ساخت . ناهماهنگی بین شتاب پیشرفت فناوری و تطابق افراد با تحولات جدید ، تعارض و در نتیجه بحران را در پی داشته است. متاسفانه عده کثیری ازجوانان بدون توجه به ارزشهای فکری و فرهنگی، دچارسردرگمی شده، خود وهویت اصیل خود را فراموش کرده اند. نشانه ها وشاخصه هایی که درزندگی فردی واجتماعی انسان نقش محوری داشته وارزشهای جوامع انسانی براساس آن تعریف وشناسایی می شوند را ازدست داده اند، اموری را به عنوان شاخصه ومعرف شخصیت وهویت خویش، اتخاذ کرده ومی کنند که ثبات واستقرارنداشته وهرروزرنگ عوض کرده، حالت تغییرودگرگونی دارند. متاسفانه برخی ازجوانانی که خود را فراموش کرده اند، فرهنگ بیگانه درتمام زوایای زندگی شان سایه افکنده است .

    هویت وبحران هویت

    هویت درلغت یعنی هستی، وجود وحقیقت شیء یا شخص که مشتمل برصفات جوهری است وآنچه که موجب شناسایی یک شیء یا شخص می شود. دراصطلاح عبارت است ازمجموعه ویژگی ها ومشخصات فردی واجتماعی واحساسات واندیشه های مرتبط که فرد آنها را ازطریق توانایی کنش متقابل با خود وبا یافتن تصوراتی ازخود به دست می آورد ودرجواب سوال«من کیستم ؟» ارائه می دهد. به طورکلی، آگاهی فرد ازوجود خود یکی ازمشخصه های مهم هویت است. با توجه به ابعاد گسترده هویت، میتوانیم موضوعات متعدد را ازیکدیگرتفکیک نماییم: «هویت فردی» به مشخصاتی اشاره دارد که فرد به عنوان یک شخص منحصربه فرد ومتفاوت ازسایر افراد جامعه، آنها را به خود منتسب می کند. درهویت فردی، «من» درمقابل دیگران قرارمی گیرد وتفاوت هایی که فرد با دیگران دارد، آشکار می شود وباعث احساسات وعلایق خاصی درفرد می گردد. درکنارآن «هویت جنسی» قراردارد. «هویت اجتماعی» یک فرد به ویژگی ها واندیشه هایی اشاره می کند که فرد آنها را ازطریق اشتراک اجتماعی وعضویت درگروه ها ومقولات اجتماعی کسب می کند. این گروه ها ومقوله ها شامل نژاد، مذهب، قومیت، ملیت، جنسیت وغیره می شود. «هویت ملی» به مشخصات وویژگی هایی گفته می شود که یک جامعه را ازجوامع دیگرمتمایزکرده ودر جامعه نوعی انسجام کلی ایجاد می نماید. ازنظرعلوم اجتماعی زبان مشترک ، دین مشترک وآداب وسنن مشترک، عناصراصلی هویت ملی را تشکیل می دهد. «هویت فرهنگی» احساس تعلق به جامعه است، به طوری که دررفتارتاثیرگذاشته واعضای یک گروه را ازاعضای دیگرگروه ها متمایزمی نماید. به عبارت دیگر، هویت فرهنگی احساس همبستگی به جامعه وفرهنگ آن است ،به طوری که دررفتاراعضا تاثیرگذارد. فرد درمقابل هنجارها وارزش های جامعه خود احساس تعهد وتکلیف کرده، درامورمختلف آن مشارکت جسته وانتظارات جامعه را ازخود پاسخ می دهد. درتوضیح «هویت دینی» باید گفت که هویت هر کسی که درهرکجای عالم خاکی زندگی می کند، درچارچوب مفاهیم والای مذهبی باید جستجووارزیابی شده ومعنی پیدا کند. جوان برای هویت یابی خود، حضورجهان بینی ونقش آن را درزندگی فردی واجتماعی خود، مد نظرقرارداده، درنتیجه مسیرترقی و تکامل به سوی اهداف متعالی را درسرلوحه عملکرد روزانه خود قراردهد.

    با توجه به اصول وارزشهای دینی، انواع هویت ها به دودسته مطلوب ومذموم ، تقسیم می شوند. ویژگی هایی که درتعامل مستقیم با ارزشهای دینی قرارداشته باشند، مورد تائید ومطلوب است وباید درصدد تقویت وگسترش آن برآمد. اما موضوعاتی مانند دامن زدن به مسائل قومی ونژادی که درتضاد وتقابل با ارزشهای دینی، قراردارند، اعتباری نداشته وباید ریشه کن شود. با توجه به شناختی که ازهویت به دست آوردیم، می توانیم بحران هویت را با این عبارات تبیین کنیم. بحران هویت عبارت است ازناتوانایی نوجوان وجوان درقبول نقشی که جامعه ازاوانتظاردارد. بحران هویت، بحران شخصیت وروحیات را به همراه خواهد داشت. این بحران غالبا با حس ازخود بیگانگی شدید، فقدان قدرت ونا امنی همراه است. بحران هویت نوعی اختلال وازخود بیگانگی است که فرد با خود، دیگران وجامعه دارد. بحران هویت شخص را درارتباطات فردی واجتماعی دچاربیگانگی می سازد. دراین هنگام فرد به شیئی تبدیل می شود که قدرت ارزیابی ازخویشتن خویش وارتباط متقابل با اجتماع را ازدست داده ودیگرنمی تواند جایگاه ومنزلت خود را دقیقا ارزیابی نماید ونمی داند چه پیوندهایی رشته ارتباطی اورا به خود وجهان خارج(جامعه) متعلق می سازد؟ نمی داند چه نقش ها ووظایفی درقبال خود وجامعه دارد؟ ودرنهایت نسبت خود را با گذشته، حال وآینده به درستی تشخیص نمی دهد ونمی شناسد. درجامعه شناسی، بحران هویت به معنای گسستن انسان ازجامعه، خانواده، قوم، تاریخ، فرهنگ، واحد اجتماعی مربوطه وبسیاری ازمولفه ها وشاخص های هویتی است. درروان شناسی، بیگانه شدن انسان با خویشتن خویش را معنی می دهد ودرسطح ملی به معنای بیگانه شدن انسان با واحد اجتماعی مربوطه می باشد. دردین که هویت واقعی ومحور اصیل زندگی درست را قرارگرفتن درصراط الهی می داند ، بحران هویت به معنای بیگانه شدن وغفلت ازخداوند است .

    دوره نوجوانی :

    ازآنجا که بحران هویت ازسال های نوجوانی آغاز می شود، لذا شناخت شاخصه های اساسی این دوره بسیاربا اهمیت است. برخی دوره جوانی را دوران پختگی یا مرحله ای که استعدادها وتوانایی های بالقوه آدمی به رشد کامل می رسند، می نامند و معتقدند فرآیندهای اساسی که درحصول پختگی هیجانی دخالت دارد، عبارتند از: حصول عدم وابستگی واعتماد به نفس، هدایت نیازهای زیست ساختاری وتظاهرات هیجانی به راه های قابل قبول ازنظرجامعه، دارا بودن برداشت روشنی ازواقعیت ها ومخدوش نکردن آن با خیال پروری یا تفکرات رویایی درضمن داشتن تخیلات، دستیابی به تعادلی بین دادن وگرفتن، کنترل پرخاشگری، مشخصشدن اهداف معقول درمحدوده فرصت ها و ظرفیت های فرد، برخورداری ازقابلیت انعطاف وانطباق لازم جهت برخورد با الزامات موقعیت های جدید، داشتن برداشت صحیح ازتوانایی ها وناتوانی های خود، درنظرگرفتن وارضای صحیح نیازهای لذت جویانه هرزمان درارتباط با نیازهای آینده. با تغییرات زیست ساختاری درسنین نوجوانی، حس کنجکاوی و ارزیابی پیرامون درافراد وارد مرحله جدیدی گردیده ودرواقع توام با تحول جسمی، درمسائل شناختی وروانی نوجوان نیزشاهد تحولات پیچیده ای هستیم . درهریک ازمراحل رشد، تغییراتی درابعاد جسمی، عاطفی، ادراکی واجتماعی پدید می آید. ولی این تغییرات دردوره نوجوانی اساسی بوده وویژگی های خاص خود را دارد. علاوه برآن منجربه پدید آمدن شکل خاصی ازآگاهی فرد نسبت به خویشتن می گردد. چون این تحولات دردوره نوجوانی به ظرفیت نهایی خود می رسد، شناخت فرد ازخویشتن نیزدرقالب نقطه نظرات، اعتقادات، ارزشها ، عکس العمل ها ونحوه یکپارچه شدن با جامعه، ماهیتی می سازد که به هویت تعبیر می شود. رسیدن به هویت دردوره نوجوانی، به نحوه حل تضادهای نوجوانی بستگی دارد. دراوایل نوجوانی، تعارضات وتضادهای نوجوان درعالم تخیل ودورازواقعیت حل وفصل می شود، اما نوجوان خیلی زود می فهمد که این راه چندان مفید نیست، لذا به سازوکارهای دیگری همچون همانندسازی وگرایش به سوی همسالان متمایل می گردد. عدم موفقیت نوجوان در کسب یک هویت فردی وایفای نقشهای متفاوت، اعم ازاینکه دراثرتجارب نامطلوب کودکی یا شرایط نامناسب فعلی اوباشد، بحرانی ایجاد می کند که اریک اریکسون درسال1902 ، آن را بحران هویت )Identity Crisis( نامید . نوجوان دراین بحران ممکن است به هویتی برسد که با آنچه والدین وجامعه برای وی درنظرگرفته اند، متفاوت است. بحران هویت ناشی ازعوامل متعدد درگذشته فرد است. این عوامل ازابتدای کودکی تا دوره نجوانی را دربرمی گیرد. ازبین عوامل متعدد می توان به عوامل محبت، نیازبه امنیت، کیفیت همانندسازی وتاثیرخرده فرهنگ ها اشاره کرد. درمقابل این عوامل، برخی هم به شرایط نامناسب زندگی نوجوان اشاره می کنند. بویژه درزمینه نابسامانی های فعلی نسل نوجوان معتقدند که نوجوانان این نسل ازجهات گوناگون با نوجوانان نسل پیش متفاوتند. طبیعی است که این تفاوت ناشی ازتغییردرپدیده های ارثی وژنتیکی نیست ، بلکه تحت تاثیرفرهنگ وتحولات جامعه می باشد. یکی ازتفاوتهای فرهنگی کاملامشخص دونسل، تغییردرسطح دانش، مهارتها وفناوری است. نوجوان امروزی ازدانش ومهارت های بیشتری برخورداراست تا نسلهای پیشین، اما متقابلاوضع آنها بهترازنسل پیش نیست. دوران نوجوانی دوران هویت یابی افراد است. اگرنهادهای جامعه پذیری مانند خانواده ومدرسه بتوانند بیش ازپیش کارکرد خود را به درستی ایفا کنند وبسترمناسب را برای هویت بخشی به نوجوانان مهیا کنند، فرد دچاربحران هویت نخواهد شد.

    شاخص های بحران هویت :

    بحران هویت دارای شاخص های متعددی است که عبارتند از: فقدان تعادل روحی وروانی - کسانی که دچار بحران هویت شده و ازخود بیگانه می گردند، ثبات وتعادل روحی وروانی خویش را ازدست می دهند، چرا که اولافرهنگ وهویتی که انسان خود باخته ازدیگران تقلید می نماید، ممکن است با ساختاروجودی اوسازگاری نداشته باشد ویا درجامعه بین دوستان وآشنایان منفورواقع شده وازاین ناحیه آسیبهای روحی وروانی متوجه اوشده وتعادل اورا برهم زند. ثانیا با توجه به تنوع فرهنگ ها، انسانی که ثبات نداشته ودچارخود باختگی شود، هرچند وقت یک باررنگ عوض کرده وهویت جدیدی به خود می گیرد. احساس بی قدرتی - حالتی که فرد احساس بی اختیاری نموده وقادربه تحت تاثیرقراردادن محیط اجتماعی خود نیست.

    احساس پوچی؛ احساسی که شخص تصورمیکند برای رفتارها وباورهای خود خطوط راهنمایی دراختیار ندارد. درواقع کسی که دچارپوچی شده، انتظارچندانی ازرضایت بخش بودن رفتارآینده ندارد . احساس بی معیاری؛ دراین حالت فرد احساس می کند برای رسیدن به اهداف ارزنده خود به ابزارهای نامتعارف وحتی نامشروع نیازدارد وبرای رسیدن به اهداف وتامین نیازهایی که جامعه دراوبه وجود آورده است، دست به تلاش زده وراه هایی را برای رسیدن به اهدافش انتخاب می کند که جامعه آنها را تائید نمی کند. دراین حالت چون فرد نمی تواند ازطریق مشروع به خواسته هایش برسد، ممکن است مشکل را درخود ببیند ودست به خودکشی زده، یا به مواد مخدرپناه ببرد. جامعه گریزی ؛حالتی است که فرد احساس می کند با ارزش ها وهنجارهای جامعه بیگانه شده است. چنین فردی اعتقادی به شیوه کارکرد جامعه، روابط واهداف خرد وکلان حاکم برآن ندارد وچون فعالانه نمی تواند این روابط واهداف را نفی کند، با گوشه نشینی وانزوا، خود را ازگزند جامعه به حاشیه می کشاند. بسیاری ازمبتلایان به الکل ومواد مخدراین حالت را تجربه می نمایند.

    جدایی ازخویشتن؛ حالتی که فرد ازخود بیگانه شده ونسبت به احساس واقعی، علاقه وباورهای خویش بیگانه می شود. نداشتن هدف ومعیار؛ افرادی که گرفتارمعضل بحران هویت وخود باختگی می شوند، درزندگی فردی واجتماعی مقصد ومقصود را گم کرده اند. برای چنین انسان های سرگشته وحیرانی، سایرین متناسب با اهداف خاص خودشان شخصیت وهویت تعیین کرده وبه آنان الگووسرمشق می دهند واغلب استثمارش می نمایند. اصالت دادن به غیر؛ کسانی که هویت خود را ازدست داده، خود و ارزش های ملی ومکتبی خویش را فراموش می کنند درتحلیل وارزیابی ها وتشخیص واحساس درد وگرفتاری وتجویزنسخه و داروی درمان، بیگانگان را ملاک ومعیارقرارمی دهند وبرای رفع نابسامانی ها، توسعه، پیشرفت وآبادانی ، راه وروش ظاهری دیگران را تقلید کرده وازآن پیروی می کنند وبراساس آن قضاوت وداوری می نماید.

    پیامدهای بحران هویت :

    آسیب های فردی واجتماعی فراوانی ازبحران هویت درجوانان ناشی می شود. درصورتی که جوانی دچاراین بحران گردد، نسبت به قابلیت های خود نیزدچارتردید شده ویک احساس تحقیرنسبت به خود می یابد. ممکن است برای فرارازاین بحران به مواد مخدرویا روانگردان روی بیاورد. برای تشکیل خانواده وانتخاب همسر، ازمعیارهایی استفاده می کند که احتمالادرآینده ای نه چندان دوروی را دچارمشکل خواهد نمود. افزایش آمارطلاق درسال های نخست ازدواج ازهمین امرناشی می گردد. به تبع فروپاشیدن کانون خانواده، این بحران برای طرفین وخصوصا فرزندان طلاق بیشترشده ودرنتیجه آسیب پذیری نسل بعد را محتمل ترمی کند. چرا که فرزند قربانی طلاق درک کاملی ازنقش خانواده وکارکردهای آن نخواهد داشت. فوری ترین نتیجه بحران هویت وازخود بیگانگی، ازبین رفتن وسیع مشروعیت گروه های مرجع، نخبگان ونهادهای حاکم است. نوجوانان وجوانان به دلیل داشتن روحیات لطیفی که ازویژگی های این دوران است، درمعرض چنین حالاتی هستند. به طورکلی بحران هویت نه تنها خود یکی ازآسیب های اجتماعی است، بلکه دارای پیامدهای منفی بسیاری نیزمی باشد که عبارتند از: آسیب هایی ازقبیل اعتیاد، طلاق، بزهکاری وانواع انحرافات اجتماعی؛ ازاین جهت که سیستم کنترل درونی (فردی) وسیستم کنترل بیرونی (اجتماعی) دچاراضمحلال شده وفرد دچاریک نوع ناهنجاری ویا حتی بی هنجاری می گردد. همچنین بحران فرارمغزها، بیکاری ،مشکلات آموزشی (ازآن روی که شخص را به لحاظ درونی مضمحل کرده وبی هدفی، رخوت ،سستی وانزوا را براومستولی می سازد)، بحران مهاجرت وحتی مسائل زیست محیطی (ازآنجایی که محیط پیرامون افراد را با مشکل مواجه کرده، امنیت روانی شخص را دچاراضمحلال می نماید) ازآثاروعواقب بحران هویت می باشد.

    علل بحران هویت:

    به طورکلی می توان به مواردی همچون توسعه نامتوازن وتاخرفرهنگی نسبت به توسعه اقتصادی وپیشرفت فناوری؛ افزایش جمعیت؛ مهاجرت روستائیان به شهر؛ مسئله بیکاری؛ فقروثروت بدون تقوا وبه تبع آن نابرابری؛ وسع مالی درگروهی اقلیت و اجبارنداشتن برای کارکردن ودرنتیجه افزایش اوقات بیکاری عده ای خاص؛ تزاحم یا شکاف نسلی؛ بزرگ شدن حومه ها دراکثر شهرهای بزرگ که باعث آزادی وفضای بیشترودرنتیجه کاهش همنوایی میان انتظارات جامعه نسل قبل وبعد می گردد؛ فرد گرایی افراطی؛ ضعف سیستم های کنترل درونی وکنترل بیرونی؛ آموزش وپرورش ناکارآمد؛ مسائل خانوادگی مانند طلاق یا ازدواج مجدد ودر نتیجه ازهم پاشیدگی بنیان خانواده؛ ازدواج درسنین پایین که باعث می شود والدینی که خود به قدرکافی رشد ذهنی نیافته اند، مبادرت به پرورش نامطلوب کودک نمایند وحمایت درازمدت والدین ازنوجوانان به عنوان عوامل به وجود آورنده ویا دخیل دربه وجود آمدن بحران هویت اشاره کرد. اما درکنارتمام این عوامل، ازپذیرش اغلب خانواده ها درقبال کودکان به عنوان یکی ازمهمترین علت ها یاد می شود. چرا که والدین نسل جدید نسبت به والدین نسل قبلی، به بچه اجازه بیشتری می دهند که هر کاری دلش می خواهد انجام دهد ویا هرچه بخواهد بگوید تا مبادا سرخورده شود. علاوه برآن، استفاده ازاینترنت و گپ های اینترنتی، به مجازی شدن هویت می انجامد. گرایش روزافزون به ارتباطات مجازی، نوجوانان را ازدنیای واقعی به دنیای مجازی وهیجانی می کشاند. به همان میزان که افراد وقت خود را برای روابط مجازی صرف می کنند، ازتعامل آنها با دیگران درمحیط کاروخانواده کاسته شده ومسلما هنگامی ارتباط تعاملی به صورت مستقیم باشد، آسیبهای اجتماعی هم کمترمی شود. ولی روابط مجازی وفاصله دار، آسیب پذیرهم می شوند .

    بی توجهی به آموزه های دینی و بحران هویت :

    قرآن کریم به عنوان کتاب هدایتگرانسان ها ،دنیا را به عنوان محل آزمایش وامتحان معرفی می کند تا انسان دراین محل مدتی تعلیم دیده وامتحان پس داده وبا عملکرد خود، حیات جاویدان وزندگی بعد ازمرگ خود را رقم زند. با این نگاه ، آموزه های دینی هویت انسان واجتماع را درعبودیت و بندگی اوازخداوند ودوری ازبت وبت پرستی، پیروی ازشیطان وهوای نفس وخودداری از تقلید کورکورانه ازاجداد ونیاکان می داند وازغفلت وخود فراموشی به شدت نهی میکند. غفلت وخود فراموشی - با توجه به قرآن مجید وفرمایشات پیامبراعظم(ص) وائمه معصومین(ع) ،هنگامی که انسان ازنعمات وابزارارزشمندی همچون عقل وچشم استفاده بهینه نکند، هویت اصیل وگوهرانسانی خود را فراموش کرده وازدست خواهد داد، نتیجه اش همان مقام پست ترازحیوان است که قرآن می فرماید. چرا که انسان با داشتن گوهرعقل واختیار، اگرمنحصرا به امورمادی ودنیوی بیندیشد وبرای پرسش «ازکجا آمده ام؟ آمدنم بهرچه بود ؟» پاسخ مناسب وشایسته ای نداشته باشد، قطعا ازجایگاه واقعی خود سقوط وتنزل خواهد کرد ودرمرتبه ای پایین ترازحیوان قرارخواهد گرفت. بنابراین بحران هویت، یا خود گم کردن وبیگانه شدن انسان با نشانه ها، به این معناست که انسان نداند کیست؟ چه کاره است ؟ دینش، زبانش، جنسش و... کدام است؟ به عبارت دیگر، «من»ی که نمی داند جزء کدام «ما» است و«ما»یی که نمی داند جزء کدام «ما»ی بزرگتراست. «من» و«ما»یی بحران زده است واین بحران برحسب این که اصل وجوهررا چه بدانیم ،مصادیق متعدد می تواند داشته باشد. درروایات ائمه معصومین(ع) نیزآثارفراوانی برای غفلت و فراموشی ازجمله فقدان بصیرت وبینایی ذکرشده است. انسانهای غافل وازخود گریزان، ارزش وکرامت ذاتی وانسانی خود را فراموش کرده، ازفرهنگ، آداب وحتی اعتقاداتش فاصله می گیرد. زندگی برای چنین افرادی پوچ وبی معنی می شود ، تحت تاثیرتبلیغات دشمنان قرارگرفته، نسبت به ارزشهای ملی ومذهبی خویش، نه تنها بی تفاوت می شود، بلکه سایه آن را درزندگی فردی واجتماعی، مایه ننگ، شرمساری وعامل عقب ماندگی تلقی کرده وروزبه روزفاصله خود را با آن بیشترمی کند و«من» گمشده خود را گاه دربت وبت پرستی جستجوکرده ،زمانی به سنتهای نادرست اجداد ونیاکان خویش روی می آورد وبه آنها افتخارمی نماید تا به زعم خود ،خلافکری وفرهنگی خویش را پرنماید. گاه طعمه دشمنان فرصت طلب قرارگرفته، فرهنگ و هویت بیگانگان را می پذیرد وازآن خود تلقی می نماید. چنینانسان هایی دچاربحران هویت شده وازفرهنگ خود فاصله گرفته اند .

    محیط واطرافیان -انسان با ذهن پاک، خالی وآماده واستعدادهای به فعلیت نرسیده درخانواده به دنیا آمده ووارد محیط مدرسه ودر نهایت جامعه می شود. بنابراین سالم یا ناسالم بودن محیطی که انسان بدان جا پا می گذارد، به طورحتم بر وی تاثیر می گذارد.

    درقرآن کریم، شرح حال ستمگران درروزمحشر، روزی که حقایق آشکاروهویت واقعی انسانها نمایان می گردد، بیان شده است؛ «روزی را که ستمکار، دست خود را به دندان می گزد ومی گوید: ای کاش با رسول خدا راهی برگزیده بودم . ای وای برمن! کاش فلان شخص (گمراه) را دوست خود نگرفته بودم .» (آیات 27 و 28 سوره فرقان) این ندامت بیانگراین نکته است که همنشینی با افراد صالح ونیکوکار، رستگاری را به دنبال دارد وموجب تقویت تفکرات فرد می شود وبالعکس، همنشینی با افراد فرومایه، حضورشیطان را درپی خواهد داشت که نتیجه آن خود فراموشی وبحران هویت است.

    راهکارها

    ازآنجایی که «جوانان» محوربحث هویت می باشند، بایستی با تاکید برویژگی ها، نیازها وگرایش های نسل جوان، راهکارهایی ارائه داده شود تا جوانان خود را که به برخی ازمظاهرغیردینی وغیرملی روی آورده اند، به مسیرصحیح ومطلوب هدایت نماییم . دراین میان علاوه برروحانیت واساتید دانشگاهها ومراکزعلمی وتحقیقاتی، اقشارمختلف مردم نیزوظیفه هویت بخشی به جوانان را برعهده دارند. ازآنجا که یکی ازدغدغه های اصلی جامعه، موضوع بحران هویت درجوانان می باشد، راهکارهایی که با جلب اعتماد جوانان بتواند آنان را به اصل خویش بازگرداند وبه سمت هویت اصلی وفرهنگ اصیل خود سوق دهد، بسیارارزنده خواهد بود. ازآنجایی که بحران هویت به دلیل شرایط خاص وجوان بودن جمعیت کشورمان بیشترگریبانگیراین نسل سرنوشت سازشده وبی انگیزگی وبی مسئولیتی را درآنها به وجود می آورد ومانع ازفعالیتهای مفید وسازنده آنها می شود، باید درصدد پیشگیری وحل این بحران درجامعه بود. راهکارهای زیردرراستای توجه به این موضوع پیشنهاد می گردد : به کارگیری شیوه های مختلف فرهنگی جهت احیای هویت اصیل مذهبی وملی ومعرفی صحیح آنها ازطریق ابزارهای مناسب ، بویژه رسانه های گروهی ووسایل ارتباط جمعی وهمچنین آموزش وپرورش؛ شناسایی دقیق ودرست نیازهای جوانان؛ ایجاد پل ارتباطی محکم ترمیان نسل جدید وقدیم با توجه به مقتضیات زمان؛ تلاش جهت جلوگیری ازافزایش جمعیت وحفظ تعادل درجامعه؛ جلوگیری ازسیاست های تهاجمی فرهنگ غرب درمقابل فرهنگ بومی؛ ایجاد حس اعتماد متقابل بین افراد ونظام ازطریق اجرای عدالت اجتماعی، فقرزدایی وزدودن شکاف های طبقاتی درراستای افزایش عدالت اجتماعی ودرنتیجه تحکیم پایبندی افراد جامعه وبخصوص جوانان به نظام وارزش ها؛ انجام اصلاحات اساسی درنظام آموزشی وایجاد هماهنگی میان نظام آموزشی کشوربا سایر نظام های جامعه پذیری مانند خانواده، برای جلوگیری ازبه وجود آمدن تضاد درفرد؛ جلوگیری ازمهاجرت حساب نشده روستائیان به شهرها، به منظورجلوگیری ازتداخل خرده فرهنگ ها وایجاد تضاد نقش ها وبرهم خوردن تعادل درجامعه؛ به کارگیری و مشارکت افراد جامعه، بویژه جوانان درمسائل وتشویق هرچه بیشتربه حضورفعال درصحنه های مختلف جامعه؛ ایجاد اوقات فراغت صحیح وسازنده برای جوانان وهدایت آنها به مسیرهای درست زندگی ازطریق آموزش مهارتهای زندگی توسط ایجاد پایگاه های فرهنگی وهمچنین مراکزمشاوره. محترم شمردن منزلت اجتماعی برای آنها وایجاد زمینه های لازم برای تجربه اندوزی ودسترسی به سایرمطالبات فرهنگی . برای جوانان باید این امکان فراهم باشد تا با وجود احتمال خطا واشتباه بتوانند دست به انتخاب بزنند. تلاش درجهت ریشه کن نمودن بیکاری وایجاد انگیزه انجام فعالیت و احساس مسئولیت پذیری درجوانان .

    آموزش واحیای هویت :

    دین انسان سازاسلام ازتوانمندی لازم برای بازشناسایی هویت برخورداراست . دین الهی به بشرمی آموزد که کیست وانسانیت چیست؟ به این صورت که انسان را متوجه ارزش وکرامت ذاتی خود کرده وبا دورنمودن ازپوچ گرایی، وی را به ادامه زندگی امیدوارمی سازد. با این حال برای انتقال آموزه ها وارزشهای الهی ومفاهیم ارزشمند دینی، به نظام آموزشی وساختاررسانه ای قدرتمندی نیازمند هستیم . با تحولات گسترده فناوری ارتباطات درعصرحاضر، انتقال هرچه بیشتر، غنی تروقوی ترمفاهیم و ارزشها را درسطح وسیع شاهد می باشیم . بنابراین با برنامه ریزی دقیق وحساب شده برای برقراری یک ارتباط سالم ،می توان آموزه های دینی وملی را درذهن وضمیروروح جوانان نهادینه کرده، درنتیجه ضریب اعتماد واطمینان آنها را بالابرده وتوان شان را برای مقابله دربرابرتهاجم گسترده فرهنگی افزایش داد، درغیراین صورت درمواجهه با فرهنگ مهاجم وفناوری دیگران ،اعتمادشان را ازدست داده، دچاربحران هویت خواهند شد.

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نویسندگان

  • ابر برچسبها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :